عبد الحسين ميرزا فرمانفرما
110
مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
حاجى اسد اللّه خانى رسانيده و به ترتيب معمول برده و براى پست دولتى شهر كرمان برسانند . و يك قسمت ديگر از جواب نوشتجات را هم گفتم شبانه نوشته و براى فردا ظهر حاضر و آماده كنند كه به توسط خود حاجى اسد اللّه خان فرستاده شود كه به ريگان برده و به ترتيب معمول به شهر بفرستند . قاطر براى سايكس 155 و در اين نقطه كاغذى از سايكس صاحب رسيد كه مال براى حمل بنهء خود خواسته بود . با اينكه قاطرها طورى خسته بودند كه قوّهء حركت نداشتند معهذا يك قطار قاطر به اتفاق ابراهيم بيك نايب قاطرخانه فرستاده شد . دادن خلعت بهسوى دركشكين 156 صبح شنبه 26 - نماز خوانده به منشيها غدغن كردم درصدد اتمام نواقص كاغذها برآيند . و چون حاجى اسد اللّه خان سرهنگ سيستانى را كه الحق نوكر عاقل و پيرمرد مجربّى است از اينجا مرخص مىكردم مشار اليه را احضار و يك ثوب لبّادهء ماهوت بطانه پوست به او به رسم خلعت [ دادم ] و حسب الاستحقاق پانزده نفر از جمّازهسوار جمعى را كسر نموده و بر جمعى حاجى اسد اللّه خان افزودم و حكمش را صادر كرده به او دادم و بعد از آن كاغذها را بسته تحويلش كردند و قريب ظهرى حاجى اسد اللّه خان بهطرف ريگان و من و همراهان روانهء دركشكين شديم . راه امروز چهار [ 97 ] فرسنگ و تمامش سنگلاخ [ است ] و كوه و تل و ماهور و نشيب و فراز بسيار دارد و خطّش به جنوب حقيقى سير مىكند و در بعضى كوههاى نقاط عرض راه آب شور هم به هم مىرسد و دو كوه بسيار سخت بزرگ كه از ساير كوهها مرتفعتر [ ست ] و امتيازى دارد در يمين و شمال راه است كه كوه طرف يمين را كوه تنگ راين و طرف يسار را سرخ تيلنگان مىنامند . شكار با قوش 157 ولى خود من از ابتداى منزل از جادّه خارج [ شدم ] و با همراهان و اهل شكار در اين كوهها و تل و ماهور سخت همهجا با قوش صيد مىكرديم . از جمله از بالاى كوهى به دو مرتبه قوش انداخته و دو عدد كبك گرفتيم . ميرزا احمد خان سرتيپ را در آنجا براى سير كردن قوشها گذاشتيم و از آنجا بهطرف منزل هرچند مرتبه كه جرّه قوش را به كبك انداختم بهواسطهء اعتماد و اطمينانى كه به شكار كردن اين